نقش روحانیت درعرصه های فرهنگی کشوربعداز انقلاب اسلامی
54 بازدید
تاریخ ارائه : 10/6/2012 10:42:00 AM
موضوع: تبلیغ

  چکیده

این نوشتار سعی برآن دارد که به اقدامات فرهنگی مردم ایران با تئوری و فرهنگ اسلامی با محوریت قشری آگاه و اندیشمندیعنی روحانیت در کشور شش مورد در عرصه فرهنگی کشور به طور تفصیلی و هشت مورد دیگر که غالباً با پوشش ها و نقدها وسانسورهای افراد مختلف از داخل و خارج به فراموشی سپرده شده به طور مختصربپردازد.اما این نقش ها که عموما در راستای احیای فرهنگ غنی اسلام و حفظ باورها و معتقدات دینی مردم و نیز انتقال علم و تئوری های پنهان دین رقم خورده همواره از لابلای کتابها ونقلهادرطول اعصاربموازات ماندگاری وپایداری علم وفرهنگ وارزشهاباقی خواهدماند.
اکنون هیچ تحلیلگر منصفی وجود نداردکه جایگاه تاریخی و تعیین کننده این قشرفرهنگی رادر کنارمردم آنهم در راستای احیای فرهنگ و تبیین هویت فرهنگی خودمردم موردتأکید قرار ندهد. این فهم،خود تکیه بر تحولات شگرفی دارد که خوددر باور و آرمان این ملت جای گرفته است.
اما آن چیزی که انگیزه ما را به نوشتن این مقاله برانگیخته است؛درقدم اول شناخت وسپس شناسائی این رشدونمومحسوس درفضای فرهنگی کشورمخصوصابعدازانقلاب اسلامی ونقش وتاثیر قشرفرهنگی وتبلیغی دین یعنی حوزه وروحانیت  بعنوان متولیان ومرجع رسمی تبیین ارزش ها و تثبیت باورهای دینی و استنباط و افتای احکام عملی به نسل نوملت مسلمان است. چراکه معتقداست اکنون نیز پس از قرن هاطلوع خورشید اسلام، همین روحانیت که در پرتو محوریت دینی باعلم و توان وجدیت بیشتری قرارداردبیش ازهرزمانی انبوه مردم دینخواه و دینمداررا بدنبال خودگسیل داشته است.ولاجرم دراین زمان که فرهنگ فاسدغرب ازجانب کشورهای ابر قدرت بر جهان اسلام با انتشار مجلات وشب نامه ها وپخش برنامه های ماهواره ای و اینترنتی و بالاخره گسترش آلات و ادوات ابتذال در میان جوانان به قصد تهی کردن درون آنها از دین و به پوچی کشاندن وانزوای و جدایی آنها از دین و رهبران دینی و در نهایت  فسادو ابتذال جامعه همچنان چون سیلی مخرب گسیل یافته وبرایشان تحمیل می شود درمقابله ها و مبارزات فرهنگی ،مخصوصابه همکاری جوانان با این قشرآگاه بیش ازهر زمانی احساس ضرورت ونیاز میشود.

 مقدمه:                                                                                                                                      

 این نوشتار سعی برآن داردکه به اقدامات فرهنگی قشرروحانیت پس ازانقلاب اسلامی درکشور بپردازد ودراین راستا به شش مورددرعرصه فرهنگی کشور بطورتفصیلی و هشت مورددیگربطور مختصر اشاره شده است. البته گرایش مقاله بیشتربسمت طرح مسائلی است که غالباً تئوری و فرهنگ آن ازناحیه این قشرآگاه واندیشمند (حوزه و روحانیت) به جامعه القا شده و در راستای عملی ساختن و اجرایی نمودن آن نیز اقدامات وسیعی انجام گرفته است.اگرچه ممکن است این اقدامات به نتایج در خور انتظاری دست نیافته،ویابادسیسه های دشمنان به گرایش های مخالفی کشیده شده باشد.
هدف این نوشتار بیان و یادآوری همان خدمات شایسته و بی هیاهوی فرهنگی روحانیت است که غالباً باپوششها ونقدهاوسانسورهای افرادمختلف ازداخل وخارج به فراموشی سپرده شده است.چنانکه، رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)درسال های نخست انقلاب همواره نسبت به آن ابرازنگرانی کرده ودرسخنرانی مورخ 17/2/63 فرمودند:                                                                     «نقش روحانیون در این انقلاب نقش غیرقابل انکاریست هیچ کس هم تاکنون این نقش را انکار نکرده است. البته برای انکار کردن دیر نشده است!دستهای تحریف درجابجای تاریخ ما از اول تا حال دخالت واعمال نظرواعمال نفوذ کرده اند.واین قضیه هم هیچ بعیدنیست که روزی یک عده آدمهایی پیدا بشوند ،بنویسندوبگویندکه جامعه علمی اسلامی وروحانیت اسلام دراین انقلاب نقش وتأثیری نداشته اند.»(1)
روحانیت،عنصر اصلی مولدفرهنگ درکشور ما بوده است.ارزش ها و هنجارها، عمدتاً ازطریق روحانیت به جامعه تزریق گردیده وجزو فرهنگ عامه مردم درآمده وگفتاروکرداراین قشرمعتمددینی،همواره در طول تاریخ، حجت شرعی و مقبول افراد جامعه بوده است.
این ارتباط وثیق بین مردم و روحانیت، ایجاب میکندکه به نگاهی متأملانه به نقش حوزه درالقای فرهنگ عامه، بیندازیم و فلسفه این امر را نیز می توانیم در سخن مولا علی(ع) جویا شویم، که فرمودند:           (اللهم انه لابدلک من حجج فی ارضک حجه بعدحجه علی خلقک یهدونهم الی ودینک ویعلمونهم علمک کی لایتفرق اتباع اولیائک) (2) یعنی:«خدایا ضرورت است که در زمین تو حجت هایی باشد که یکی پس ازدیگری برخلقت فرود آیند، تا آنها را به دینت هدایت سازند و علم ترا به آنها فرا دهند تا بدین طریق موالیان تو را از تفرقه و پراکندگی نجات دهند.»                                                                                    همه میدانیم که حجتهای واقعی خدابرروی زمین،انبیاءعظام و ائمه اطهارند(ع) که به نورعلم ومعرفت الهی مزین هستند و به معنای حقیقی، منصوب پروردگارند ولیکن در زمان غیبت علما؛ وارثان زمین و حجت های حق از ناحیه امامان معصوم و حجت غایب خویشند که آن حضرت خود فرموده اند:

«و اما الحوادث الواقعه فارحجوا الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم»(3)
«درامور مستحدثه طبق حدیث، به علما مراجعه کنید که آنها حجت من برشمایندومن حجت خدابرآنها.» درعصرپرالتهاب کنونی،   مخصوصاًدردودهه اخیرانقلاب،همه شاهداین نقش بسیارمؤثرعلماوروحانیت؛ مخصوصاًدرراستای احیاءفرهنگ غنی اسلام ونیزحفظ باورها و معتقدات دینی مردم وبالاخره انتقال علم وتئوریهای پنهان دین،ازلابلای کتابهاویانقل ازرجال وعلماواعصارگذشته وهمچنین شاهدگسترش و شکوفایی این در سطح جامعه ای، دینی هستیم که بی تردید بر جریده تاریخ رقم خواهد خورد و در دیدگان منصف بشردرزمان های بعدی نیز،به قضاوت خواهد نشست.
اکنون هیچ تحلیلگر منصفی وجود ندارد که جایگاه تاریخی و تعیین کننده روحانیت را در راستای احیای فرهنگ وتبیین هویت فرهنگی ملت مسلمان،موردتأکید قرار ندهد.این فهم،خودتکیه برتحولات شگرف فرهنگی داردکه درباوروآرمان این ملت به وقوع پیوسته است؛چنانکه بعدازپیروزی انقلاب، روحانیت معظم،درابعادمختلف فرهنگی(که متعاقباً بیان خواهد شد)باتوجه به عرصه برترووسیعتری که ازطریق شبکه های گسترده واختیارات فراگیردولتی پس ازانقلاب بدست آمده،خدمات شایانی نمود .
اما آن چیزی که انگیزه ما را به نوشتن این مقاله برانگیخته است؛ بی انصافیها و یا بی توجه بودن اغلب اصحاب قلم، در بازگویی این نوع خدمات می باشد، که بیم آن میرود؛آیندگان به کلی، این نقش سزاوار روحانیت را در عرصه فرهنگی کشور از یاد ببرند و یا آن را متحول سازند. رهبر معظم انقلاب سال ها قبل در این باره ابراز نگرانی کرده اند و حتی تأکید فرموده اند که: «این تأثیرات روحانیت در انقلاب است که تأثیرات شگرف و عجیب و عمیقی است و درباره آن باید به صورت تحلیلی، کتاب نوشت. متأسفانه نه حالا چنین کتابی نوشتیم و نه دیگری؛ جوانان روحانی باید به فکر باشند... نگاه نکنید که ما امروز در محیط و منطقه و شهر و روستای شما، به نام شما شعار می دهند؛ در تاریخ باید معلوم باشد که نسبت روحانیت با این انقلاب چیست؟"(4)                                                                                  

 1-رهبری دینی
حوزه در تاریخ کشورمان، همواره بعنوان متولی اصلی هدایت دینی درجامعه بحساب می آیدو به عبارت دیگر؛مرجع رسمی تبیین ارزش ها و تثبیت باورهای دینی واستنباط وافتای احکام عملی روحانیت بوده و خواهد بود؛چنانکه درپرتو پرسشهای بسیط اعتقادی و نیز گفت وشنودهای مذهبی میان ادیان، همواره

دیدگان جامعه به حوزه و روحانیت معطوف گردیده و بدین گونه؛ ولایت حوزه در قلمرو دین، مقبول همگان واقع شده است.اکنون نیز پس از قرن ها طلوع خورشیداسلام،روحانیت درپرتو همان محوریت

               

دینی خویش توانست،انبوه مردم دین خواه را بدنبال خودگسیل داردوبالاخره؛هدایت و اجرای یک انقلاب  مبتنی بردین رابرعهده بگیرد. شهید مطهری (ره)، پیرامون ضرورت و عینیت رهبری روحانیت در نظام دینی کشور فرموده است:
«هر نهضتی نیازمند به رهبر ورهبری است در این جهت جای سخن نیست یک نهضت که ماهیت اسلامی داردو اهدافش همه اسلامی است، به وسیله چه کسانی و چه گروهی می تواند رهبری شود؟وباید رهبری شود؟ و نهضتی را عهده دار شوند؟ بدیهی است افرادی می توانند عهده دار چنین رهبری شوند، که در متن فرهنگ اسلامی پرورش یافته باشند و با قرآن و سنت و فقه و معارف اسلامی، آشنایی کامل داشته باشند و از این رو تنها روحانیت است که می تواند نهضت اسلامی را رهبری نماید.» (5)
روحانیت متعهد شیعه به جهت همان بعد محوریت دینی و مردمی بودن خود در جامعه، توانست بیش از سایر اقشار در دل ها رسوخ کند و هدایت درونی افراد را برعهده گیردودر نتیجه؛سیل خروشان انقلابی مردم را برانگیزد و یک حرکت دینی عظیمی را به رهبری داهیانه عالمی روحانی برپا نماید.
براین اساس،هرگزنبایدنقش حرکت گسترده نهادروحانیت رادرراستای انقلاب؛کهبیتردیددستاوردهای بزرگ فرهنگی بیش ازسایرزمانهاباخودبهمراه داشته ازیادبردویادرطول زمان ودرپرتوامواج مخالف، چنین نقشی را به فراموشی سپرد.شهید مطهری (ره)همچنین باهشدار نسبت به این مطلب تاکید فرمود: «کسانی که آرزوی اعتلای آئین مبین اسلام را درسر دارند و درباره علل ترقی و انحطاط مسلمین در گذشته دور و نزدیک می اندیشند، نمی توانند درباره دستگاه رهبری آن، یعنی سازمان مقدس روحانیت نیندیشند و آرزوی ترقی و اعتلای آن را درسر نداشته باشند و از مشکلات و نابسامانی های آن رنج نبرند؛ زیرا قدر مسلم این است که هرگونه صلاح و اصلاحی در کار مسلمین رخ دهد، یا باید مستقیماً به وسیله این سازمان که سمت رسمی رهبری دینی مسلمین را دارد، صورت بگیرد و یا لااقل، این سازمان
با آن هماهنگی داشته باشد. اگر بفرض، حرکتی اصلاحی و دینی از ناحیه فرد یا افرادی آغاز گردد و سازمان روحانیت آمادگی و هماهنگی نداشته باشد، گمان نمی رود موفقیت زیادی نصیب گردد.» (6)
2- مرزبانی از فرهنگ مستقل دینی و گسترش آن
روحانیت شیعه در طول تاریخ، همواره به حراست از منابع و متون دینی پرداخته است؛ چنانچه از همان ابتدا مرحوم شیخ مفید و سید مرتضی در برابر متکلمین معتزله و زیدیه، به دفاع از معانی اندیشه های شیعی می پرداختندوتا به امروزارزش های دینی را پاس داشته وفرهنگ غنی شیعه را برای همه نسل ها به ارمغان آوردند.این خدمات و جانفشانیهادرپرتو انقلاب اسلامی به باروری لازم رسید.در این زمان که فرهنگ فاسد غرب از قله کشورهای ابر قدرت بر جهان اسلام؛ چون سیلی مخرب گسیل یافت،

روحانیت مقتدردرجایگاه دفاعی خودقرارگرفت وبه عنوان نظریه پرداز حکومت دینی،به مقابله علمی و مرزبانی از فرهنگ مستقل دینی پرداخت و به عنوان یک متکلم دینی، سعی کرد به دفاع از ارزشهای دینی و نیز گسترش آن در مقابل اندیشه های نفوذی غرب بپردازد.
حوزه و روحانیت توانستند بذر ایمان را در دل ها بکارند وباور دینی را در جان ها، بپرورانند ورایت دین را در این مرز و بوم برافرازند. این تلاش غالبا در شرایط سخت و به دور از رفاه و آسایش رقم خورد. امام راحل (ره) در این باره فرمودند: «این حوزه علمیه است که اسلام را تا حالا زنده نگه داشته است.اگر روحانیون نبودند،ازاسلام خبری نبود آنکه اسلام را زنده نگه داشته است، درمواقع سیاه،دراین زمانهای سیاه، همین روحانیون بودند، پشتیبانی کنید از اینها»(7)
روحانیت انقلابی نیز در جایگاه متولیان اصلی فرهنگی دینی، همواره در گفتار و نوشتار خود به تعمیق و گسترش مبانی دینی و فرهنگ غنی اسلام در سطح جامعه پرداخته اند. در این راستا، اگر چه نقص ها و کاستی هایی هم داشتند؛ اما گام های بلندی نیز برداشتند.
مردم مومن و معتقد ما که در جامعه ای دین طلب و دیندار رشد کرده اند و همواره تفسیر و بیان دینی خویش را ازسخنان و آثار قلمی روحانیت فراگرفته اند و بر پایه گفتار آنها باورها و رفتارهای خود را- (حتی درمحیط های خفقان دهه های قبل از انقلاب)وفق داده اند؛پس ازانقلاب،به این نتیجه وبلوغ فکری رسیده اندکه حقیقتاً روحانیان درسنگرهای مرزبانی ازفرهنگ مستقل دینی وحتی شیوع و گسترش آن، تلاش های فراوانی کرده و توانائی های بسیاری از خود بروز داده اند.
اکنون نیز در مقابل مسائل متحدثه و مباحث و مجادلات نظری و نظریه ها و قرائت های مختلف از دین، و انگاره هایی چون: اصلاحات، ناسیونالیسم، سکولاریسم و فمنیسم و ... که زنگ خطری در دل سرزمین اسلام است،همین روحانیت مقتدر است که با جدیت و اقتدار علمی خود، ایستادگی نموده وبا همه کاستی ها و نارسائی ها و ناهماهنگی های اقشار و مراکز مختلف دیگر، به مبارزه علمی با آنها برخاسته است.
شهید مطهری با عنایت به این ضعف ها وتاکید بر اصلاح آن در درون روحانیت و نهادهای بیرون از آن، اعلام می دارد:«اگر این پرچمداری از دست روحانیت گرفته شودو بدست به اصطلاح روشنفکران بیفتد، یک قرن که هیچ؛ یک نسل هم که بگذرد، اسلام به کلی مسخ می شود زیرا حامل فرهنگ اصیل اسلامی، در نهایت،باز هم همین گروه روحانیان متعهد هستند،به این دلیل الزامیست روحانیت اصلاح گردد.» (8)

 3- مبارزه با خرافات، تحریف و انحراف در متن دین و جامعه دینی

یکی از وظایف روحانیت آگاه درطول تاریخ مبارزه با خرافات وکج اندیشیهای حاصله در دین و بالاخره انحرافات درموضوع عاشورا بود که شهید مطهری از آنها، به عنوان یک دغدغه فکری در کتابهای خود، مخصوصاسه جلد «حماسه حسینی» سخن به میان آورده است، بدین جهت که این وظیفه ونقش روحانیت منحصر به زمان پس از انقلاب نیست، از این مبحث فاصله می گیریم و به موضوع انحراف زدایی و نقش روحانیت در این راستا، در بعد از انقلاب اسلامی می پردازیم.                                                                  همه میدانیم که روحانیت آگاه،همواره درصددآن بوده است که دین وایمان مبتنی براحساسات وعواطف مردم را - که حقیقتاً تا دهه های قبل از انقلاب در معرض خطر تحریف و تغییر بود - به ایمانی عمیق و کامل دینی مبدل سازد؛ چنانکه براثر وسوسه ها و دسیسه های دشمنان دین(که همواره از جوشش دینی مردم و روح متعالی آنها در بیم و خوف به سر می بردند)چیزی نمانده بود که فرهنگ دینداری آنها، به برخی اعمال و عبادات متحجرانه و حب و بغض مفرط و انزوا وعزلت سطحی نگری تبدیل گردد،وآنها را به یکسری اعمال عبادی و فردی محض مشغول سازندوروحانیت مقتدروآگاه را ازمحوریت واستقلال دینی وبالاخره مردم،جدا سازند.البته دراین راستا،موفقیتهای بسیاری نیزکسب نمودند؛تاجاییکه روحانیت را در جامعه منزوی ساخته و به تخریب وجهه دینی آنها پرداختندو نقش آنها را در جامعه، صرف تعلیم دهنده غسل و وضو و ذکر مصیبت معرفی نمودند.                                                                                                      آنها عزاداریهای مردم را صرف یک مراسم خشک و خالی محدود ساختند و درصدد آن بودند که رفته رفته بین مردم و علمای دین فاصله ایجاد کنند. روحانیت متعهد، به میدان آمد، همه عزم و اراده اش را به کار بست تا اولا، تحریفات و خرافات وارده بر دین و بالاخره انحرافات دینی رادرسطح جامعه از میان بردارد و ثانیا، با نزدیک شدن و نفوذ در دل مردم، به اصلاح و رشد دینی آنها بپردازد.وبرای این منظور، از هیچ اقدام فرهنگی مانند احیای مساجدوبرپایی نماز جمعه هاووعظ و خطابه در میان مردم و نیز تألیف و انتشار کتاب و بالاخره ایجاد و گسترش نهادهای فرهنگی و اجتماعی، دریغ نورزید.
شهید مطهری با عنایت به این توفیق خاص روحانیت و مسئولیتهای آنها در قبال این فهم تأکید کردند: «سر دیگر اینکه روحانیت توانسته است انقلابها را رهبری کند،استقلال است.البته آنها باید در کنار دولت بایستند و آن را ارشاد کنند. آنها باید بر فعالیت دولت نظارت و مراقبت داشته باشند و روحانیت باید در حفظ مساجد کوشا باشند امامت جماعت باید محفوظ بماند. روضه ها و ذکر مصیبتها باید محفوظ بمانند. اما لازم است اصلاح شوند و تحریفات و جعلها و دروغها، از آنها حذف و پیراسته گردد.» (9)

بنابر این روحانیت، از ابتدا در بستر دین،با معضلات فراوان فرهنگی،مانندخرافات،تحریفات و انحرافات مواجه بوده و در راستای اصلاح آن زحمات بسیاری را متحمل شده است همچنین، در این زمینه ها، به نتایج محسوس و ملموسی دست یافته است و واقعا بی انصافی است که در این زمان؛ در حالی که هنوز روحانیت آگاه ومتعهددرسنگرهای مختلف فرهنگی به تلاش و فعالیت مشغول است؛ عده ای از اصحاب قلم و نواندیشان متاثر منفک نشده از اصالت دینی و فرهنگی خود آن را ببادانکار بگیرند و درصدد محو و نابودی آن برآیند.ولی مردم آگاه و روشن بین ماکه دوران مختلفی راپشت سرروحانیت سپریکردند، می دانندکه تنها،قشرروحانیت بزرگواربودکه توانست به اعمال ومقدسات خشک و بی روح مامعناببخشد وماراازشناخت سطحی واجمالی دین،به معرفت حقیقی آن رهنمون سازدو عزاداریهای ماراکه عبارت بود ازشمع ودخیل بستن ،وگل وقمه برسرزدن،به روح وفلسفه عاشورا واهداف وآثارآن واقف نماید،باگفتاری ازامام راحل(ره)و مقام معظم رهبری،این  مطلب مهم راکه یک مثنوی سخن میطلبدرابه پایان می رسانیم. «تردیدی نیست که حوزه های علمیه وعلمای متعهددرطول تاریخ اسلام و تشیع، مهمترین پـایگاه محکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کجرویها بوده اند.علمای بزرگ اسلام در همه عمرخود تلاش کرده اند تا مسائل حلال و حرام الهی را بدون دخل و تصرف ترویج نمایند."( 10)
مقام معظم رهبری فرمودند: «روحانیان و علمای دین درطول قرنهای متمادی، تحریف رااز ساحت احکام الهی دور کردند وشعله ایمان رادردل مردم برافروختندوآنان را با قرآن کریم و تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت آشنا ساختند."(11)

4-مقابله با تهاجم فرهنگی
همانطور که در بین مطالب قبل اشاره شد، دشمنان قسم خورده دین از خارج و تابعین آنها در داخل این بار از طریق گسترش شبکه های فساد در کشور و نیز انتشار مجلات و شب نامه ها وپخش برنامه های ماهواره ای و اینترنتی و بالاخره گسترش آلات و ادوات ابتذال در میان جوانان به قصد تهی کردن درون آنها از دین بوده اند. و هدف دشمن از این تهاجم فرهنگی، به پوچی کشاندن وانزوای جوانان و جدایی آنها از دین و رهبران دینی است،تا در نهایت به فسادو ابتذال جامعه بیانجامد.دشمن دراین راستا از هیچ خیانتی به نسل جوان انقلابی وتکیه بتاریخ درخشان این مرزو بوم و مفاخرو میراث دینی مادریغ نمیکند. چنانکه رهبرمعظم انقلاب سالها قبل،در این باره،زنگ خطر رابگوش همگان نواخت و بارهاتأکید فرمود:
«امروز تهاجم فرهنگی عظیمی علیه اسلام است که ارتباط مستقیمی با انقلاب ندارد و این تهاجم، وسیعتر از انقلاب علیه اسلام است.چیز عجیب و فوق العاده ایست که با تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی علیه اسلام وارد کاروزار شده است." (12)

در این عرصه، همه افراد به نوعی موظف به مقابله فرهنگی با دشمن هستند و هرکس در هر موقعیتی که در جامعه به سر می برد، باید با این پدیده شوم فرهنگی و فساد خانمانسوز غربی مبارزه کند و هیچ قشر و گروهی، نباید بی توجه و آرام از کنار این مسئله بگذرد و تمام بار آن را بدوش افراد و گروههای خاصی در جامعه بنهد. و جای بسی تأسف است که بیشتر افراد و گروههای جامعه هر کدام به نوعی از کنار این مسئله بی توجه و خونسرد عبور میکنند و دیوار آن را بر سر مسئولین ویا قشرروحانیت مظلوم خراب مینمایند؛غافل از این که این قشرهوشمندوآگاه هم در این باره به فعالیت وتدبیروتلاش مشغولند و هم، خدمات شایانی درزمینه فرهنگ دینی انجام داده اند.(والبته درجامعه بروزنسبتاخوبی داشته است) که اگرخدمات بی شائبه این قشر مردم فرهنگی درجامعه نبود هرآینه دامنه فساد با این همه گستردگی اش همه جارافرامیگرفت. اگر چه،این قشردراین راستا از ضعف وکاستی وغفلتهایی نیز برخوردار بوده است، اما نسبت به اقشار دیگر، بیشترین نقش مقابله فرهنگی رادر راستای مبارزه بافرهنگ منحط غربی ایفاء نموده است؛دراین موردنیزمیتوان به گسترش وفراگیری برنامه های تبلیغ دین ازطریق رسانه های جمعی،چاپ وانتشار کتب ومجلات اعتقادی و نفوذدردل مؤسسات فرهنگی وعلمی کشور؛مانندآموزش عالی آموزش و پرورش،صداوسیما،کانونهای فرهنگی وتأسیس تقویت بنیادهای فرهنگی نظیر،سازمان ج، سازمان تبلیغات، بنیاد شهید و ... بالاخره نهادینه ساختن و گسترش فرهنگ مساجد و نماز جمعه ها در سراسر کشور اشاره نمود.امام راحل(ره)در سالهای نخستین انقلاب با هشداربه همگان، نسبت به اوضاع فرهنگی که در پیش روی جامعه بود،به نقش برترعلماوروحانیون در هدایت جبهه مقابل یعنی؛ بهه فرهنگی اشاره و تاکید کردند: «من از آقایان علما و افاضل باید تشکر کنم. پیروزی ملت مرهون اقدامات علما، اولا و سایر طبقات بوده است.شما همان طور که وظیفه شرعیتان هست که امام جماعت باشید،پیشقدم باشیددرمسائل امت، رفع کنیدمفاسدراازملتها؛بحمدالله،قیام به امرفرمودیدومن ازقبل ملت شریف ایران ازشماهاتشکرمیکنم.»(13)
5- هدایت معنوی جهاد
همه می دانیم که در آغاز طریق انقلاب، دشمنان تا دندان مسلح، جنگی ناباورانه بر علیه ما ترتیب دادند تا علاوه براشغال سرزمین ومنابع غنی کشورمان،که سالهادرآن متنعم بودند،دین وایمان مارا هم بربایند. این جنگ، یک جنگ مرزی صرف نبود؛ بلکه تا اعماق جان افراد نفوذ کرد، چنانکه به صراحت اعلام می کردند که هدف ما براندازی نظام اسلامی است؛ چرا که از وجود چنین نظامی در منطقه و بلکه در جهان بیم داشتند. بنابراین، امر دفاع در این وادی نیز تنها یک مرزداری صرف نبود؛ لذا روحانیت آزاده در زمان طاغوت، هیچ گاه لباس رزم و لشکری رژیم را بر تن نکرد.در دفاع مقدس ما روحانیت هم از

جهت فیزیکی و هم ازبعد معنوی و هدایت گری و سرانجام ایجاد روحیه و تشویق و ترغیب رزمندگان، پیشتاز بوده است. در جنگ تحمیلی،حوزه به خوبی توانست کارآمدیهای گوناگونی درراستای پاسداری ازمعنویت، پایبندی و تشویق رزمندگان و آشنا ساختن آنها با احکام شرعی و ابعاد معنوی جبهه دینی و بالاخره محوردهی دفاع بر اساس دین از خود نشان دهد.روحانی با حضور تبلیغی خود دلهای مردد را آرام میکردو وسوسه ها را از جانها میزدودوآرامش روحی به رزمندگان میداد وبا تلاوت آیات جهاد و مقاومت،درس استقامت به آنها می داد و با یادآوری تاریخ صدر اسلام و شجاعتهای امام حسین(ع) و ابوالفضل(ع)، آنها را در راه پاسداری از مرز و بوم کشور اسلامی تشجیع می نمود. رهبر معظم انقلاب که خود یک رزمنده بسیجی و پیشتاز جبهه و جنگ و پشتیبان و حامی رزمندگان بود،در این باره خطاب به طلاب حوزه علمیه قم در بحبوحه جنگ فرمود: «در یک جمله به شما بگویم: بسا باشدکه مردمی آسمانی به جانی سرفراز لشکری را یکی از شماها گاهی یک لشکر را به جهاد و سلاح معنوی مجهز می کند، این خیلی ارزش دارد.» (14)
خوب است که باردیگراز زبان آن بزرگ بسیجی دلداردرتوصیف فضای جبهه و نقش روحانیت درآن، مطلب دیگری را مرور کنیم: «جبهه های ما امتیازش بر همه جبهه های عالم این است که محراب عبادت است و درآن معنویت وجود دارد.جبهه های ما فقط جبهه رزم نیست؛ بلکه در آنجا جبهه دعا و راز و نیاز و عبادت و ذکرو حال است؛ این بچه ها را می بینید که وقتی میروند ومی آیند، چقدرمنورمیشوند. این با حضورشماتامین خواهد شد، شما که به آنجا بروید، مردم را ملکوتی و الهی می کنید.» (15)                   این خودالبته یک فرهنگ اصیل دینی است که درصدراسلام نیزمادرباره بزرگان دین شاهدیم که پیامبر (ص)وعلی(ع)درکنارمسجد،میدان جنگ ترتیب میدادندوخودنیز،فرمانده جنگ رامنصوب میکردند.در عرصه های مختلف تاریخ هم، هر جا که روحانیت شیعه احساس می کرد که اصول و مبانی دین در خطر است ویامرزهاودیاردین مداران درمعرض اشغال است ویا اموال مسلمین درمعرض چپاول،به میدان می آمد،چنانکه مبارزات مرحوم نائینی،میرزای شیرازی،آخوند خراسانی،سید بهبهانی،شیخ فضل الله نوری، سیدجمال الدین اسدآبادی،مرحوم مدرس،آیت الله کاشانی وبالاخره امام خمینی(ره)ازاین دسته مبارزات بودکه هر کدام درجای خود،یک مثنوی سخن دارد.دراینباره همچنین ازگفتاررهبرمعظم انقلاب بهره میجوئیم که درسال 1366درجمع روحانیون اصفهان اینگونه ایرادکردند:                                          «روحانیت مادرگذشته هم از این کارهاخیلی کرده ودرجنگهای گوناگون حضورداشته اند.درهمین جنگ های عراق سال(1920م)علمای بزرگ ماپیشتاز جهادبودند.اول مرحوم آقا میرزامحمدتقی شیرازی                                                                                                                                                                                           
(میرزای دوم)بعد هم مرحوم شریعت اصفهانی (رضوان الله علیهما)فرمانده ورهبر میدان جنگ بودند.من                                                                                                                                                          

خودم دونفرعالم رادیدم که درآن جبهه رفته ولباس رزم پوشیده بودندوجنگیده بودند.یکی مرحوم     آیت الله کاشانی بود دیگری هم یکی از علمای مشهد بود.» (16)                                                               

6- تالیف کتاب و تدوین متون درسی
در عرصه کتاب و تالیف متون دینی در طول تاریخ، روحانیت، همواره پیشتاز بوده است. چنانکه میدانیم، دین در لابلای همین کتابها از عصر ائمه(ع) به بعد در قالب شرح وتالیف و تفسیر به ما منتقل شده است و علمای راستین بعنوان راسخان دردین ومتولیان امرتبلیغ آن در عرصه های مختلف زمان و در شرایط نابسامان و بحران های سیاسی، با هزاران رنج و مرارت، این علوم و میراث گرانبها را در قالب کتاب و جریده و یا دست نوشته های مختلف برای نسل های بعد حفظ نمودند واز نابودی آنها جلوگیری کردند. در این میان، علمای معاصر مخصوصا بعد از انقلاب اسلامی، فرصت آن را یافتند که با نشر و توزیع متون علمی و دینی قدیم و باروری آنها و نیز تالیف و تدوین کتب پربار و ارزشمند درباره نظریه ها و مباحث مختلف دینی در این عرصه فرهنگی، خدمات شایانی نمایند.                                                                  شکی نیست که در هیچ زمانی، بسان این دو دهه انقلاب، زمینه برای چنین کار بزرگ فرهنگی فراهم نشد و درست به همین علت است که توقع جامعه دینی و فرهنگی کشور ما از مسئولین ذی ربط در این راستا، بیش از پیش بوده است و حقیقتا جای آن دارد که در فرصت های باقی مانده، با تدبیری جامع و اقدامی عاجل، به این امر بزرگ فرهنگی در قالب تالیف و انتشار کتب دینی کاربردی و مفید، و توزیع ارزان آن در میان مردم؛ به همراه ارائه تسهیلاتی جهت جذب عامه به مطالعه این متون هدایت بخش، تن دهند.امادراین بحبوحه جنگ اندیشه ها،نباید ازخدمات ارائه شده روحانیت دروادی کتاب و... درباره دین غافل گردیده و آن را به باد انکار و فراموشی سپرد.چنانکه میدانیم،درسها و متون عقیدتی و دینی که اینک در مدارس ودانشگاه هاودیگرمراکزآموزشی کشور بطورکلاسیک وکاربردی تدریس می شود، از ابتدا با هدایت فضلای حوزه رقم خورد.میدانیم که این دروس با این شیوه های جدیدوجامعیتی که در برنامه درسی دانشگاه هاومدارس گنجانیده شده است،قبل از انقلاب رواج نداشته وهیچ یک از تحصیل کرده های دانشگاهی قبل از انقلاب- چه آنها که در داخل کشور فارغ التحصیل شدند و چه آنها که در خارج تحصیل کرده اند- این متون دینی را تدوین نکردند و حتی به شیوه تدریس آن نیز واقف و آگاه نبودند. در این میان، تنها قشر روحانیت بود که البته نقشی مؤثر و برجسته ایفا کرد؛اگرچه در این راستا افراد دیگری نیز به یاری آنها شتافتندودر طریق نهادینه کردن دروس دینی دانشگاه ها و مدارس و نیز تأسیس رشته های پربار علوم انسانی، خدمات شایانی ارائه نمودند.

7-سایر موارد: در پایان به

برخی دیگر از خدمات برجسته روحانیت در عرصه انقلاب اسلامی- که بی تردید یک انقلاب فرهنگی به تمام معنا بوده است- اشاره می کنیم:
1-نجات عرصه های هنری کشور ازحیط قدرت و اندیشه های پنهان فراماسونری و غربی که مدتها پس از انقلاب اسلامی در گرایش های هنرمندان وجود داشت. علاوه بر این، سمت و سوی دینی بخشیدن به این عرصه ها و نمودارهای هنری؛ مانند فیلم و سینما و شعر و قصه و موسیقی و رمان و غیره... که این البته فصل مشترک خدمات روحانیت و برخی دیگر از افراد خدمتگزار در این حوزه بود.
2-تأسیس و پرورش مؤسسات پژوهشی و مراکز تحقیقاتی علوم اسلامی و تأسیس مراکز علمی مختلف در باب اندیشه ها و مبانی فکری و دینی و حدیثی...
3-سازماندهی معنوی امور حج و هدایت کاروانها و محوریت دینی اعتقادی، سیاسی و فرهنگی آنها؛ چنانکه قبل از انقلاب بیشتر جنبه تجارتی و اقتصادی داشته و جذب روحانی و مدیر کاروان، بدون تدبیر و گزینش و هدایت صحیح انجام می شده است.                                                                                              4 -رشد و گسترش فرهنگ نیایش و دعاومناجات از طریق، رسانه های گسترده عمومی و القای فرهنگ معنوی دعا در جامعه، به کمک خطابه و منبر و تألیف کتاب و...
5-عمومیت و گسترش نمازهای جماعت در ادارات و اماکن عمومی و برپایی نمازهای جمعه در سراسر کشور، به عنوان میعادگاه عاشقان در هر هفته.
6-مکانیزه کردن فرهنگ حجاب و گسترش آن در ادارات، اماکن عمومی و ... و رهایی جامعه و بانوان آن از فضای رعب کشف حجاب زمان شاه.
اگرچه در سال های اخیر، بر اثر تهاجم فرهنگی غرب و بی بند و باری برخی از جوانان در کشور، روز بروز، آن دستاوردهای بزرگ به فراموشی سپرده می شودو متأسفانه خود همان نظریه پردازان و عاملان بد حجابی در کشور، این نمودهای عینی را عموماً به سهل انگاری و بی توجهی روحانیت نسبت می دهند!
7- ایجاد ارتباط دینی و معنوی و حتی علمی بین حوزه ودانشگاه و برقراری تفاهم فکری و فرهنگی بین روحانی ودانشجوبعنوان دو قشر عظیم علمی کشور؛ اگرچه احساس و مبانی آن توسط دشمنان بدخواه اینک مورد هدف قرار گرفته است.
8-احیای نامها و نشانه ها و ارزش های دینی درکشور که غالبا قبل از انقلاب بسمت واژه ها و نشانه های بیگانه و غربی در حرکت بود. مانند نام خیابانها و کوچه ها و اماکن و معابر عمومی، سر در دانشگاه ها و مدارس، مراکز عملی و غیرعلمی کشور و...

پی نوشت ها:
1-آثار موضوعی دفتر دهم «روحانیت و حوزه های علمیه از دیدگاه امام خمینی(ره)»، تبیان، جلد 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، نشر عروج، اسفند ماه 1374، ص 63
2-اصول کافی شیخ محمد کلینی، ج 1، ص .339
3-کتاب «الغیبه » مرحوم شیخ طوسی، ص .177
4-نگرش های موضوعی حوزه و روحانیت در آینه رهنمودهای مقام معظم رهبری، جلد اول، تهران، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، پاییز 1375، ص .64
5-مرتضی مطهری،آشنایی با نهضتهای اسلامی درصدساله اخیر(تهران، انتشارات صدرا، 1365)،ص .71
6-مرتضی مطهری، ده گفتار، (تهران، انتشارات صدرا، پائیز 1369)، ص .239
7-تبیان، پیشین، بند 72، ص .92
8-مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، (تهران، انتشارات صدرا، بهار 1368)، ص .186
9-همان.
10-تبیان، پیشین، ص .8
11-روزنامه جمهوری، مورخ 23 اسفند .1369
12-حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری، جلد سوم، (تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1377)، صص 40 و .44
13-تبیان، پیشین، بند .70
14-به نقل از: نگرشهای موضوعی، پیشین، ص .92
15-خطاب به روحانیون یزد.برگرفته ازتبیان، پیشین، ص .93
16- همان، ص .90
تهران ص-پ:4756-14155

 سیدمحمدابراهیم حسنی